٠ محصول در سبد خرید شما ثبت شده ٠تومان
avatar دانلود اپلیکیشن

رباب رنجبر


رایگان



بنام خدای بخشنده مهربان

آشنایی من به گروه بهشت من وگروه اموزشی هوش مالی به اینصورت بود که من مدت زیادی دنبال اموزشهای انگیزشی ورشد شخصیتی ومالی بودم اما جایی که به دلم بخاد بشینه پیدا نمیکردم من جاهای زیادی اموزشهاروخریداری میکردم اما نیمه کاره رها میکردم خودم هم سردرگم بودم همش به فکراین بودم که چطورمیتونم ازهمه لحاظ رشد کنم تا اینکه شوهرم خیلی وقت بود توی گروه بهشت من بود مطالب اموزنده برام میفرستاد من هم گوش میکردم یا میخوندم اما زیاد توجه نمیکردم چون مسائلی داشتم که خسته شده بودم و سردوراهی بودم که چکارکنم تا اینکه یک روزبه اقای امانی ازطریق مطالبی که برام فرستاده بود اخرش لینک گروه بود وارد گروه بهشت من شدم روز به روز میدیدم مطالب زیادی میاد ازاینجایی که توگروهای اموزشی دیگه هم بودم دچارسردرگمی شده بودم کجا برم.

مشکلات زیادی سرراهم بود و یه عالمه بدهی تا اینکه به یکی ازمدیرگروهای بهشت من پیام دادم ومشکلاتم روگفتم گفتن که به خانم فخیره پیام بدید بعداز چند روز باخودم کلنجاررفتن دل به دریا زدم ومسائلم درمیون گذاشتم با خانم فخیره خدارو شکرمیکنم که بایک خانم صبور و باحوصله اشناشده بودم خانم فخیره هم کلی راهکار بهم گفت و همچنان من انجام میدادم دیدم روزبه روزبا چشمای خودم تغییرتوخودم و زندگیم و کارم رو میدیدم همش به خودم میگفتم یعنی میشه که زندگی من عالی بشه حس من حال من خوش بشه؟

باتوکل به خدا جلو رفتم اما همچنان تو گروهای انگیزشی دیگه هم عضو بودم وچیزایی که میفرستان گوش میکردم تا اینکه توگروه بهشت من یه مطلب فرستادن که هرکسی دوست داره تغییرکنه میتونه به مابپیونده گفتم برم یانه؟ شاید این هم مثل بقیه رها کنم امابه خودم گفتم رباب بسه تاکی میخای به این شاخه‌ واون شاخه بپری تصمیم خودم گرفتم که باید یکجا باشم به قول مادرم همیشه میگفت مادر اگرآدم یکجاست همه جاست به خودم گفتم باید شروع کنم و به استاد فخیره پیام دادم وگفتم که من هم میخام ثبت نام کنم.

باورمیکنید هیچ پولی هم نداشتم تااینکه استاد گفتن اموزشهای رایگانی هست برای یک هفته اونجا شرکت کنید و من هم شرکت کردم تااینکه یک هفته گذشت گفتم خدایا اینم تموم شد و استاد گفتن هرکسی که تصمیم داره داخل گروه هوش مالی شرکت کنه میتونه ثبت نام بکنه نمیدونید چه حس وحالی داشتم حس پروازحس ازادی ته دلم اروم بودم که یه ندایی بهم میگفت رباب اینجا میتونی موفق بشی و به هدف هات وخواسته هات برسی.

همچنان ادامه دادم وتوی یه برهه ای مشکلات بهم فشار اوردن با استاد درمیون میزاشتم وبهم میگفتن صبورباش تو مسیردرست قرارگرفته ای تااینکه اموزشهاشروع شدن ومن تو ایام عید سرم حسابی شلوغ شده بود به خودم میگفتم که بهترازاین نمیشه خداروشکرمیکنم الان سه ماه هست اموزشهاروپشت سرگذاشتم و روزبه روزنشونه ها سرراهم میان

راستی ناگفته نماند که استاد روزاول گفتن تعهدنامه پر کنید و به خودتون تعهد بدیدک ه تمام قدمهاروبیاید و من تعهدنامه روپرکردم وتمام گروهای اموزشی که بودم لفت دادم وتمرکزم رو یکجا گذاشتم خدارو شکر که روز به روز به هدفهام نزدیکتر میشم اونم به وسیله اموزشهای عالی استاد فخیره

جا داره اینجا ازخانم فخیره و اقای فخیره تشکرکنم که منوتوی این مسیر با صبرو حوصله همراهی کردن

چون اعتقادمن اینه که اینها هم دستی ازدستان خداهستن چون همیشه ازخدا میخاستم خدای من کمکم کن دستمو بگیرخسته شدم ازشرایطم ... خدایاشکرت

مدتها بود بخاطرمشکلات نمازم کنار گذاشته بودم ته دلم ناراحت بودم که منی که یک روز نمازم قضا نمیشد چرا الان نماز نمیخونم یه باره به خودم میگفتم اینهمه سال نماز خوندی به کجارسیدی؟ که الان بخونی اما ازروزی که اموزشهارو انجام دادم وخودم وخدای خودم رو شناختم واقعا خودم خجالت میکشیدم خدایی که منو اشرف مخلوقات نامیده الان اینقدرخودمو کوچک وحقیر میبینم تا اینکه اموزشهارو دنبال کردم و دیدم نسبت به همه چیزعوض شد

خدایاشکرت که به گروه بهشت من معرفی شدم

خدایاشکرت

نظرات

چهارشنبه 01 مرداد 1399

رباب رنجبر

بنام خدای وفور و فراوانی
خدارو شکر میکنم که با هدفهام زنده شدم
مدت زمانی بودکه همه چی روفراموش کرده بودم دیگه زندگی برایم معنانداشت دچارروزمرگی شده بودم به فقر به بیکاری به بی هدفی عادت کرده بودم تبدیل شده بودم به یک ادم منطقی معمولی اماته دلم راضی نبودم به شرایطم همش به خودم میگفتم خدایاکی میشه شرایط زندگی من بهتره بشه کی میشه تموم بشه این همه سختی بحساب خودم کارمیکردم اماهدفی نداشتم برای درامدم همش خرج میشدخودم هم نمیفهمیدم کجاخرج شده
تااینکه خداروشکربااین گروه اموزشی بهشت من اشناشدم وتواموزشهای هوش مالی شرکت کردم حقیقتش روزای اول هم زیاددوراموزشهام نمیومدمیگفتم سرکارهستم وسرم شلوغه مسالی اصلی من این بودکه هدفی مشخص نکرده بودم تااین که یک روزبه خودم گفتم بسه تاکی میخای ادامه بدی نشستم واموزشهاروبادقت گوش کردم تااینکه رسیدم به هدف گذاری برام خیلی سخت بودکه هدفهامو بنویسم چون نمیدونستم چطوری تواین مسیربه هدفام میخام برسم
تااینکه دل زدم به دریاولیستی ازچیزای که میخاستم نوشتم ونشون خانم فخیره دادم گفتن عالیه خوب نوشتی ته دلم کمی محکم شدگفتم خدایاشکرت یه راهی پیداشدتااینکه بتونم به هدفام برسم امروزبازنشستم یک باردیگه اموزشهامودوره کردم درحین خیاطی کردنم چندبارگوش کردم یه نکته ای که خیلی نظرم روجلب کردوهمین باعث شده بودکه پیشرفتی نداشته باشم برای رسیدن به هدفام این بود
که استادگفتن هرزمانی که انسان تصمیم میگیره تغییری کنه ذهن شروع به مقاومت میکنه چون انسان عاشق روزمرگیه عاشق درجازدنه بخاطرهمین ازتغییرخوشش نمیادهدف گزاری به معنی ایجادیک تغییره
همیشه یک تغییرجدیدمساویت بایک مقاومت شدید
این مطلب ونوشتم روکاغذی زدم جلوچشم که هرباراگرذهنم درگیرروزمرگی شدبرام یاداوری بشه که من اشرف مخلوقات هستم تواین دنیانیومدم که بی هدف باشم وازاین دنیابروم اومدم زندگی کنم وتازنده هستم لذت ببرم ازایندنیاوزندگیمی چون کسانی که هدف دارن زنده هستن ویه امدم بی هدف یعنی مرده متحرک
به قول یکی ازدوستام که میگفت ادم بی هدف مثل زنبوربی عسل میمونه
خداروشکر میکنم که توی مسیردرست قرارگرفته ام وبرای رسیدن به تک تک هدفهام تلاشم رومیکنم تابهترینهاروخلق کنم چون من لایق بهترینهاهستم
چون من خلق کننده ی یه زندگی خوب وعالی هستم
پیش بسوی بهترینها
خدایاشکرت

یکشنبه 29 تیر 1399

از روزی که آموزشها رو گوش کردم واقعا حضور خداوند توی کارهامو دیدم
قبلا هم خدا بود اما ما با حرفامون با رفتارامون خدا را از خودمون دور میدیدیم به هرکسی رو میزدیم به جزخدا نمی فهمیدیم که فقط خدا هست میتونه به ما کمک بکنه نه مردم
خدارو شکر میکنم الان به غیراز خدا به هیچکسی دیگه محتاج نیستم چون اون خالق منه خدایا شکرت از بس خودمو شناختم فراوانی سلامتی وفورنعمت بیشتر توزندگیم و کارم درک میکنم خدایا شکرت که تونستم خودمو بهتر بشناسم و حضورخدارو هرلحظه در زندگیم و کارهام حس کنم وقتی میدونم خدایی دارم که پشتم هست چه نیازی هست به غیرازخدارو بزنم خدارو شکرمیکنم ازروزی حضورخدارو حس کردم هرلحظه به خودم میگم رباب دیگه غمی نداری باورمیکنی با ارامش کامل و بدون دغدغه کارهامو انجام میدم قبلا همش ترس داشتم تو انجام کارهام توی پول خرج کردنم. میگفتم نکنه که کم بیارم نکنه اتفاقی بیوفته برام اما الان نه دیگه فرق کردم چون تکیه گاهی همچون خدارو دارم که هرلحظه و درهمه جا مواظبم هست و پشتمه خدایاشکرت دوستت دارم خدای خوبم مهربونم ازاینکه هستی خوشحالم چون از رگ گردن بهم نزدیکتری میدونم برای رسیدن به هدفهام هرلحظه همرام قدم برمیداری قربونت خدای خوبم دیگه تنها نیستم چون رفیقی دارم ازرگ گردن بهم نزدیکتره خدای خوبم دوستدارهمیشه گیت ROBAB

همین حالا به ما بپیوندید

ایجاد حساب کاربری