٠ محصول در سبد خرید شما ثبت شده ٠تومان
avatar دانلود اپلیکیشن

هفته پنجم


رایگان



سلام به شما دوست عزیز

به مسابقه هفتگی "بهشت من" خوش آمدید

در این مسابقه هر هفته یک سوال از سوی گروه آموزشی بهشت من مطرح می شود و شما عزیزان سه روز مهلت دارید تا به این سوال پاسخ دهید و از جوایز ارزنده برخوردار گردید! ضمناً برای پاسخ به سوال مسابقه از قسمت نظرات همین صفحه استفاده نمائید.

آیه 97 سوره نساء

آنان که فرشتگان، جانشان را در حالی که ظالم به خود بوده‌اند می‌گیرند، از آنها پرسند که در چه کار بودید؟ پاسخ دهند که ما در روی زمین مردمی ضعیف و ناتوان بودیم. فرشتگان گویند: آیا زمین خدا پهناور نبود که در آن هجرت کنید؟! و مأوای ایشان جهنم است و آن بد جایگاه بازگشتی است!

 

سوال هفته پنجم:

طبق آیه فوق، چرا مهاجرت اینقدر مهم است؟ و چه تاثیری در خوشبختی و سعادت ما در دنیا و آخرت دارد؟

لطفاً در این باره توضیح دهید و دلایل تان را بنویسید...

 

جایزه مسابقه:

مبلغ یک میلیون ریال اعتبار برای خرید محصولات آموزشی به کاملترین پاسخ تقدیم خواهد شد!

مهلت ارسال پاسخ تا جمعه 10 بهمن 99

"ضمناً همه پاسخ ها بعد از پایان مسابقه منتشر خواهند شد"

نظرات

جمعه 10 بهمن 1399

ازیتا خرمی

باسلام خدمت استاد عزیز بانو فخیره مهربان
مهاجرت باعث تجربه های
بزرگتری در زندگیمون میشه و موفقیت های بیشتری کسب میکنیم و پتانسیل های وجودی ما بهتر میشن و وارد دنیای جدیدی میشویم . مهاجرت هم باور لازم دارد ما با باور اینکه من میرم تا پیشرفت های بیشتری کسب کنم مهاجرت میکنیم نه اینکه بگیم اینجا که پول و کسب و کار نیست. میخواید با مهاجرت کردن به موفقیت ها رونق ببخشیم بنظرم بهترین انتخاب است مهاجرت شرایط تمونو عالی میکنه و این یعنی تغییر در زمان که شرایط بر وفق مراد مان است این تغییر لذت بخش است و قطعا خداوند حامی ماست. ما هرکشوری که خدمت کنیم و به هر آدمی که خدمت کنیم. مثل اینکه به شهروندان خودمون کمک کردیم همه ی ما به یک اندازه به خداوند نزدیک هستیم همه ی ما به یک اندازه به ثروت و نعمت نزدیک هستیم این باور محدود کننده است که ما فقط به مسیری که دوست دارید فکر کنید و ذهن مونه برای رسیدن به اون هدف واقعی تربیت کنید خب استاد فخیره عزیز اگر شهرشون رو ترک نمیکردن قطعا موفقیت های جدید که الان دارن رو کسب نمیکردن قطعا نمیتونستند به آروزی که داشتند برسند و قطعا صحبت های استاد خیلی تاثیرگذار تر از قبل است و انسانهای بیشتری در سراسر دنیا الان آموزش‌های تجربیات استاد رو باور میکنند. چون فردی هست که به تمام آنچه که برزبانش جاری میکند عمل کرده و رسیدند .به موفقیت هاو پیشرفت ها وثروت های زیادی رسیدند.
با
استفاده از این دوره های استاد با باورهای بهتر وارد مسیر واقعی مان می‌شویم. شاد وپیروز
ثروتمند باشید.

جمعه 10 بهمن 1399

نداخورشاهی

با سلام ودرود فراوان خدمت اساتید محترم
مهاجرت فرمان خداست و یکی از قوانین جاودانه حیات و زندگیست و اسلام با صراحت دستور می دهد اگر در محیطی به خاطر عواملی نتوانستید آنچه وظیفه دارید را انجام دهید به محیط و منطقه ای امن دیگری هجرت کنید.علت این دستور روشن است چون مهاجرت عامل اصلی تغییر و تحول و رسیدن به نمو و رشد مادی و معنوی است ودرشرایط خاص باید وابستگی های افراطی به زادگاه را رها کنیم واین رهایی نشانه ایمان قوی به خدا وباوربه توانایی وقدرت های خداست که درنهایت پاداش باور ما فرار از ظلمت به روشنایی و سعادت است.با تشکر از اساتید بینظیرم

جمعه 10 بهمن 1399

مژگان ریاضتی

با سلام . میتوانم بگویم دو نوع مهاجرت داریم : ۱- مهاجرت در درون فرد ۲-مهاجرت که در بیرون و به صورت ظاهری است .
مهاجرت درونی پدیده ای است که در درون وجود فرد اتفاق می افتد . در واقع در درون هر کس دو من هست : من آگاه و من نا آگاه .
ویژگی من ناآگاه به این صورت است : که فکرهای منفی دارد گفتارش درشت و ناخوشایند است و رفتارش به گونه ای است که اسباب رنج و ناراحتی است . ولی زمانی که ( به لطف الهی) تحول درونی شروع میشود من نااگاه از حالت منفی به سمت مثبت میرود کتاب های انگیزشی میخواند دعا میکند وهمنشین افراد اگاه میشوددر نتیجه رشد و آگاهی اتفاق می افتد واین یک حرکت معنوی است که خود فرد مطلع حالات درونی اش میشود والبته اطرافیان هم متوجه تغییرات فرد میشوند .چون افکار مثبت شده گفتارش با محبت و شفقت شده و رفتارش باعث صلح و دوستی است (چون فرد با خودش به صلح و دوستی رسیده ) واین مهاجرت و تحول درونی باعث بهتر شدن حال و احساس میشودپس فرد احساس سرور و شادمانی دارد واین یعنی همان خوشبختی و سعادت حقیقی هم در این دنیا و هم در عوالم بعدی. در واقع خوشبختی یک مقصد نیست یک تجربه معنوی از زندگی کردن ِ هر دقیقه از زندگی با عشق، لذت و قدردانی است .
مهاجرت دوم : نوع اول آن جا به جایی و انتقال از یک نقطه در شهر ساکن به نقطه دیگر شهر میباشد واین باعث آشنایی با دیگر همشهریان میشود.
نوع دوم :مهاجرت از شهری به شهری دیگر است که باعث میشود فرد با موقعیت شهری دیگر با افرادی دیگر و با آداب ورسومی جدید آشنا شود.
نوع سوم : مهاحرت از کشوری به کشوری دیگر می باشد واین باعث میشود که فرد با موقعیت کشوری دیگر از کره زمین با مرمانی جدید و آداب و رسومی جدید آشنا شود.
پس مهاجرت به هر صورتی که باشد باعث رشد و آگاهی فرد میشودکه در مرحله قبل وجود نداشته والبته اینکه خود فرد هم در اثر ارتباط با افراد جدید موجبات رشد و آگاهی متقابل را بوجود بیاورد .
البته خداوند این اختیار را به انسان داده که هر زمان که متناسب با نیازها و درخواستهای باطنی اش است به مهاجرت اقدام نماید وتاثیر بزرگی در زندگی خودش داشته باشد . چون خداوند میخواهد که بنده اش در این دنیا سرشار از سلامتی شادی و ثروت باشد، والبته مسئول نسبت به رسالتی که در این دنیا دارد ودرک همه اینها یعنی خوشبختی و سعادت هم در این دنیا و هم در عوالم نامتناهی بعدی.
خداوند را بابت این رشد و آگاهی سپاسگزارم .
از استاد گرامی و خانم محترمشان نهایت تشکر را دارم .در پناه خداوند سرشار از سلامتی عشق و ثروت باشید .

جمعه 10 بهمن 1399

فریدونی

سلام وقتی مهمترین موضوع زندگی ایمان به خدا وباور آن هست، خوب برای رسیدن به این آگاهی خیلی کارها باید کرد ازجمله مهاجرت، وقتی به این باور رسیدیم که قدرت مطلق خدای متعال هست وازروح خود در ما دمیده وما را اشرف مخلوقات خودش قرار داده، دیگه نشستن واظهارضعف وبیچارگی بهانه ای هست که خدای سبحان نمی‌پذیرد، وقتی به این آگاهی رسیدیم که دیگران توانستند ما هم می‌توانیم اونوقت در دوعالم سعادتمندیم.مهم دست یافتن به این علم وآگاهی هست.

جمعه 10 بهمن 1399

ازیتا خرمی

باسلام خدمت استاد عزیز وخانم فخیره عزیز وکاربران گرامی

بهترین کاری که میتونیم انجام بدیم اینه که الگوهایی پیدا کنیم که به راحتی رفتن و مهاجرت کردن.الگو کاملا کمکمون میکنه تا باور کنیم میشه.اگر اون تونسته پس منم میتونم.البته برای این باور قبلی هم باید باور داشته باشی که من و تمام افراد موفق تاریخ هیچ تفاوتی با هم نداریم و همه یه خدا داریم که از رگ گردن به ما نزدیک تره و قدرت خلق رو داده به ما که بسازیم.ب انرژی شکل بدیم و اون انرژی به صورتهای مختلف وارد زندگی ما میشه مثلا یه ایده یا الهام. که برو فلان کارو بکن یا فلان مسیرو برو. و هیچکسی هم دخل و تصرفی در این فرکانس ما نداره و نمیتونه تغییری در نتیجه فرکانس ما ایجاد کنه و خود خدا هم با توجه به اساس فرکانس ما اتفاقات رو بوجود میاره.این از این
موضوع بعدی اینه که باید در همانجایی که هستیم به احساس خوب و آرامش و هماهنگی برسیم تا جهان ما رو به جای بهتر هدایت کنه.استاد همیشه میگن در بهترین حالت خودتون دست به تغییر بزنید.ما باید روی باورهاتون کار کنیم به شکوفایی برسیم بعد تغییر رو لحاظ کنیم. هرچقدرم تو این مسیر احساسمون بهتر باشه شکرگزار تر باشیم توجهمون به نکات مثبت بیشتر باشه و در یک کلام بیشتر این نجواها رو بهشون بی توجهی کنیم و به الهام هاتمون توجه کنیم ،بیشتر شبیه حضرت ابراهیم میشیم بیشتر شبیه مادر موسی میشیم. بیشتر خداگونه میشی و سریع تر و راحت تر و لذت بخشتر و با آسودگی به چیزی که میخوایم می‌رسیم .
البته تکامل نکته مهمیه که نباید فراموش بشه.مدارها باید یکی یکی طی بشن.ولی خوبیش اینه که این طی شدن مدارها اصلا ربطی به زمان نداره.یعنی الان ما به هر خواسته ای که داریم یه فاصله فرکانسی داریم نه فاصله زمانی یا مکانی و وقتی فاصله فرکانسی کم بشه با خواسته هامون
و به هماهنگی فرکانسی برسیم باهاشون، با همون توصیه های بالا،فاصله های زمانی و مکانی هرچقدر هم دور خیلی زود جبران میشن و ما به خواستمون می‌رسیم .هرچقدر خداگونه تر بشیم و خداگونه تر عمل کنیم ،به انا اقول له کن فیکون نزدیک تر میشی و با سرعت بیشتری خواسته هات هامون محقق میشن.
البته این به این معنا نیست که خب پس من الان که فهمیدم این فاصله فرکانسی هست و با کار روی باورهام پر میشه،خب نمیشه یه شبه باورهامون رو عوض کنیم .نه در این مورد باید زمان و انرژی گذاشته بشه و بسته به باورهای هرشخص زمانی طول میکشه تا این حرفها به تار و پود وجود ما نفوذ کنن ولی خوبیش اینه که با هربار باور و عمل هماهنگ با باور،نتایج پدیدار میشن و دلگرمون میکنه برای ادامه ماباید از این نتایج کوچک استفاده کنیم و تحسین و شکرگزاری کنیم تا نتایج بزرگ و بزرگ و بزرگتر بشن.
مهمترین نکته ای که میتونم بگم و برکتش رو دارم در زندگیم حس میکنم و میبینم،اینه که به خداوند اعتماد کنیم و توکل کنیم بهش.اون داره هرلحظه هدایتمون میکنه.کافیه منطق دو دو تا چهارتای ذهنمون رو رها بشیم ازش و بهش بی توجه باشیم و بچسبیم به الهامات مون حتی اگر غیر منطقی هستن و مثل مادر حضرت موسی بشیم که به الهامی که بهش شده بود به دلیل باور و ایمانی که به خدا داشت گوش داد و منطق رو خاموش کرد و بچه رو سپرد به آب.وقتی ما با ایمان کاری رو انجام بدیم دنیا هم شکلش عوض میشه برای ما .اون آب که جزئی از خدا هست که به اون شکل درآمده،بچه رو برد پیش فرعون و دوباره مادر به عنوان دایه پیش بچش برگشت و بچه صحیح و سالم و با امکانات زیاد بزرگ شد.اینه نتیجه ایمان و توکل و حس خوب و آرامش.چون تنها کسی میتونه اینکارو بکنه که آرامش و حس خوب داره که از همون ایمان میاد.باور داره که برگی بدون اذن خدا از درخت نمیافته و همه چی در نهایت به نفع ما میشه.
آرزو میکنم شاد و پیروز در راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده شده قدم برداری.
موفق شاد و سلامت و ثروتمند باشید

جمعه 10 بهمن 1399

شیدا سالاری

سلام
ما اگر بتوانیم باید محیط اطرافمان رو تغییر دهیم اگر هم نشد باید از ان محیط مهاجرت کنیم زیرا گاهی مهاجرت نکردن باعث از دست دادن هدف و عقیده و در نتیجه ظلم به خودمان می شود محیط و جو اکثریت بر انسان فشار وارد میکند پس انسان برای ارامش داشتن و راحت تر زندگی کردن ،گاهی باید هجرت کند.اصل محیطی که در ان زندگی میکنیم نیست بلکه اصل خداوند متعال هست و خداوند هم که همه جا یکی هست.هجرت حتی گاهی باعث اصلاح عقیده و فکرمان میشود که این اصلاح می تواندپایه خوشبختی ما را بنا کند چون خوشبختی و بدبختی ما منشاء گرفته از افکار ما هست

جمعه 10 بهمن 1399

پروین رئیسی

مهاجرت طبق دستور خداوند در قرآن که بشر را راهنمایی کرده که درصورتیکه در یک مکان امکان پیشرفت و رسیدن ب هدفهایتان میسر نیست مهاجرت کنید به مکان دیگر (ب شهر دیگر) مثلا از نظر مالی راضی نیستید شهر خود را عوض کنید و ب شهر دیگر مهاجرت کنید ،حتی برای ازدواج هم همین کار (مهاجرت)توصیه شده است .خب وقتی ک انسان بتونه با مهاجرت پیشرفت کنه و ب اهدافش برسد مسلما ب ایمانش قوی تر وب خداوندنزدیکتر میشود و نه تنها خودش لذت زندگی میبرد بلکه میتواند به انسانهای دیگر هم کمک کند چه بسا مهاجرت باعث خشنودی خودش ،خداوند و انسانهای دیگر شود که این باعث لذت بردن فرد در دنیا میشود وهم سعادت اخروی ب همراه دارد. .

پنجشنبه 09 بهمن 1399

شهناز اصلاحی

با سلام خدمت استاد فخیره عزیز و همسر گرامی شان
همانطور که در آیه ۹۷ سوره نسا آمده که فرشتگان از ما سئوال می کنند که چرا با اینکهزمین پهناور است آنان مهاجرت نکردند و فکر زندگی بهتر برای خود نبودند در واقع چنین افرادی از جابجایی می ترسند در زمانهای قدیم از ترس قحطی جنگ شرایط آب و هوا از شهری به شهری دیگر کوچ میکردند ولی امروزه برای تحصیل کار و زندگی بهتر مهاجرت میکنند اینان شرایط زندگی خود را تغییر میدهند و به خاسته هایشان می رسند و هم به خود و دیگران میتوانند کمک کنند

پنجشنبه 09 بهمن 1399

زهرا نیساری

بنام خدای وفور و فراوانی
مهاجرت مهم است بخاطر اینکه سرنوشت ما به واسطه مهاجرت تعیین میشود و اگر با روح درونی هماهنگ باشیم خوشبخت و سعادتمند میشویم و شهود الهی را دریافت میکنیم به نظر من مهاجرت باید از درون باشد تا دنیای ما تغییر کند
نیوتن در دروازه شهر آتن می‌ایستاد و کسانی که وارد شهر می شدند خوش آمد گویی می کرد بر اساس همین کسانی وارد شهر می شدند که از شهر دیدن کنند یا در آنجا ساکن شدند از قضا روزی ۱ نفر آمد و نیوتن به آن شخص خوش آمدگویی کرد و گفت بفرمایید آن شخص گفت من می خواهم در اینجا ساکن شوم �ن‌جا چطور مردمانی دارد نیوتن از او سوال کرد شما قبلاً در آن شهری که بودی چطور چطور مردمی داشت او گفت مردمانی بسیار بد دزد و کلاهبردار داشت به خاطر آن مجبور شدم مهاجرت کنم و اگر اینجا مردمان خوب داشت در اینجا زندگی کنم نیوتن در جواب آنمرد گفت مردم همین مردم اینجا هم این چنین اند دزد کلاهبردار. از همان جایی که آمده‌ای برگرد اینجا به درد تو نمی خورد بعد از چند روز یک مرد دیگر به شهر آتن آمد و گفت من آمده ام که از شهر شما دیدن کنم چون من از همه جا دیدن کردم و دوست دارم شهر شما را هم ببینم و در آنجا بمانم چطور مردمانی دارد نیوتون گفت قبل این تو شهرهایی که بودی چطور مردمانی بود بودند � مرد جواب داد آنها بسیار مهمان نواز مهربان و راستگو امانتدار بودند نیوتن گفت خوب انتخاب کرده ای وارد شهر شو چون مردمان اینجا همان طوری که تو می گویی بسیار مهمان نواز و درستکار هستند خوش آمدید بفرمایید نکته که داشت اینکه ما هر جوری خودمان باشیم دنیای بیرون هم همان است و لاغیر



دنیای بیرون انعکاس دنیای درون ماست
انتخاب با ماست
و وظیفه ما در این دنیا خوشبختی و سعادتمندی است

پنجشنبه 09 بهمن 1399

فاطمه طهورا فریدونی

با سلام و عرض ادب خدمت اساتید محترم و پرتلاش.

اینکه چرا مهاجرت کردن بسیار مهمه که حتی در قرآن کریم هم ایه ای درباره ی آن آمده است...

طبق آموزه های اساتید بزرگوار و بیان این دو جمله ی زیبا که ما نمیتوانیم کسی یا چیزی را در روند زندگی خودمان و نرسیدن ها و مسائل مان مقصر بدانیم و یا برای اصلاح هر کسی یا جایی باید فقط و فقط از خودمان شروع کنیم، پی میبریم که هیچ عوامل خارجی نمی تواند بر ما تاثیر داشته باشد و جلوی پیشرفت مان را بگیرد
مگر آنکه خودمان بخواهیم و به آنها اجازه ی دخالت دهیم حتی در شرایط سخت و بحرانی.
پس بنابر این اگر در شرایطی قرار بگیریم که برای اجرای قوانین الهی جانمان در خطر بود و یا تحت فشار و ظلم بودیم،آن زمان است که مهاجرت کرده و به جایی دیگر سفر میکنیم و باز هم عذر موجهی نخواهیم داشت و نمیتوانیم خود را ضعیف بدانیم و دیگران را مقصر عدم پیشرفت مان....
اینجاست که مهاجرت کردن معنی پیدا میکند و مهم و حیاتی میشود
و همچنین همانطور که شرایط غالب هر مکان و سرزمینی طبق قانون ارتعاش و فرکانس میتواند بر ما اثر بگذارد، برای جلوگیری از تاثیر منفی آن در صورتی که امکان داشته باشد و بتوانیم، شرایط را تغییر میدهیم و در غیر این صورت است که باید مهاجرت کرده و از آن شرایط دور شویم
باز راه چاره را از درون خود و باورهایمان
می جوییم و دنبال مقصر نمی گردیم.

تاثیر آن در سعادت دنیا و اخرت:

از آنجایی که مهم ترین موضوع در زندگی *ایمان به خدا با باوری درست* است درمی یابیم که برای رسیدن به این اصل مهم بایدقوانین الهی را اجرا کنیم تا به نور الهی و واقعیت نزدیک و به آرامش برسیم.
حال در صورتی میتوانیم به این قوانین عمل کنیم که تحت شرایطی پایدار و دارای علم و آگاهی باشیم و فقط و فقط متکی به خودمان
زیرا کسی جز خودمان نمی تواند به ما کمک کند و هیچ گاه نباید از عوامل خارجی تاثیر منفی پذیریم و آنان را مقصر کم کارهایمان بدانیم
البته اینجاست که ما در شرایط بحرانی با مهاجرت کردن، آرامش لازم را بدست می آوریم و میتوانیم به قوانین الهی عمل کنیم و به سعادت دنیا و اخرت برسیم زیرا لازمه ی خوشبختی ما در هر دو دنیا عمل به قوانین الهیست.

از شما اساتید بزرگوار بسیار سپاسگذارم که با طرح این برنامه های بسیار زیبا و آموزنده سعی بر بهبود باورها و روند زندگیمان دارید
خدا یار و یاورتان باشد.

پنجشنبه 09 بهمن 1399

زهرا نیساری

مهاجرت در قرآن برای روشن ساختن راه انسانهایی آمده که به خدا شرک میورزند و خدا رو دست کم می‌گیرند و دائم کمبود رو می‌بینند اما خداوند در قرآن گفته که اگر فشاری در زندگی بر شما وارد شد مهاجرت کنید من زمینو آسمان را مسخر شما کردم و شما رسالت گسترش آن را داده ام پس مفهوم این است که من با تغییر ذهنیت خودم و با قدم گذاشتن در راه درست و عمل به قوانین الهی از طریق هدایتو راهنمایی دستان خدا از موقعیت قبلیم به موقعیت فعلی کوچ کردم یعنی مهاجرت کردم و خوشبختی خودم را رقم زدم و از آنجایی که فهمیدم خداوند به انسان اختیار داده و انسان خودش می‌تونه از فرش تا عرش برسه شرک نورزیدم و راه درست. رو پیش گرفتم و با این قوانین فهمیدم که من انتخاب میکنم و خداوند منو هدایت می‌کنه خوشحالم
در ضمن. از استاد عزیز که علوم و فنون قرآنی را به من آموختند یاد گرفتم که این دنیا اگر راه خوشبختی را انتخاب کنم و در صدد گسترش دنیا بر این که هدف خداوند از آفرینش من این بود آخرت هم امتداد این دنیا می‌باشد که میتوانم با خوشبختی در این دنیا در آخرت هم خوشبخت و سعادتمند باشم به امید خدا
چه چیزی بالاتر از این که خداوند زمین و آسمان رو پهناور آفرید و به خدمت من در آورد که من آن را گسترش بدهم
استاد یه نکته عالی فرمودند که انسان به اندازه نیازش بزرگ میشود
پس ذهنمان را عادت دهیم به موقعیت‌هایی که خداوند در اختیارمان قرار داده و اگر مشکلی بر ما وارد شد راه حل آن مشکل در درون همان هست که یکی از آنها مهاجرت می‌باشد که هزاران راه دارد
اکثر هم با ضعیف و ناتوان انگاشتن خود به خدا شرک میورزند و دنیا و آخرت خودشون رو خراب می‌کنند با نادیده گرفتن قوانین الهی

چهارشنبه 08 بهمن 1399

پریسا مددی

سلام وعرض ادب به اقای فخیره. خداوند زمین وسیع افریده و فرموده اگرمیخواهید پیشرفت کنید مهاجرت کنید .

چهارشنبه 08 بهمن 1399

سید حامد

یکی از تفسیر هاش هم میتونه مهاجرت از خود و گذشته باشه. کنار گذاشتن ، گذشتن

سه شنبه 07 بهمن 1399

سید حامد

سلام. واقعا باعث شد فکر کنم. ممنون. چون باعث تغییر در بیرون و لذا تغییر در باور و شکستن دیدگاه های غلط میشود و انسان میتواند رشد میکند

سه شنبه 07 بهمن 1399

مهدی رهبری نیا

چون که همسایه بد موجب بدرفتاری خود آدم میشود و تاثیر بدی روی انسان دارد.
بنابراین اگر جایی زندگی می کنید که از شر همسایه ها در امان نیستید،مهاجرت کنید؛مانند پیامبر

همین حالا به ما بپیوندید

ایجاد حساب کاربری