٠ محصول در سبد خرید شما ثبت شده ٠تومان
avatar دانلود اپلیکیشن

واقعاً معجزه بود!


رایگان



سلام دوستان

من تو سناریوم تقریبا شش ماه پیش نوشته بودم همسرم با توریست هایی اشنا میشه وازکارهاش وتابلوهاش به انهانشون میده وباعث پیشرفتش میشه.توریست زیاده ولی خیلی جالبه که تقریبا یه هفته پیش زمانی که ما میخواستیم بریم مهمونی ساعت یک ونیم ظهراماده شدیم درقفل کردیم بریم.همسرم زودتر رفت بیرون که دیدم برگشت وگفت اچار وپیچ گوشتی بده یه بنده خدایی نیاز به کمک داره.وقتی رفتم پایین پله دوتا توریست دیدم که جلودر حیاط ماایستادن . دوچرخه شون خراب شده بود .دقیقاجلو خانه ما.همسرم زبانشون  نمیدونست واوناهم فارسی بلد نبودن.دست وپاشکسته باهاشون انگلیسی صحبت کردم.همسرم دوچرخه شون رو درست کرد.شد ساعت 2.من دعوت کردم منزل بعد ناخوداگاه محوتابلو های همسرم شدن. وهمسرم هم نقاشی هاشوکه باسیاه قلم رنگ روغن و رنگ یتراو.......غیره رو بهشون نشون می داد.چای وشربت اوردم تا انها صحبت میکردن با ایما واشاره نیم ساعتی شد.گفتم سرظهرهست نکنه گرسنه باشن براشون نهار اوردم.انقد شگفت زده شده بودن که سر تعظیم براتشکرداشتن.تاساعت5منزل ما بودن وکلی عکس گرفتن ازکارهای همسرم.تابلوخرید کردن شماره تماس دادن که برا کارهای همسرم پیگیری کنند ازکشورهلند.من یه ان یاد سناریوم افتادم وخیلی بهم حال داد وهیجان زده شدم.خیلی شوکه شدم.امروز تونستم این ماجرارو براتون بگم ودوست داشتم تو شادی من شما عزیزان هم سهیم باشید امیدوارم براهمه اتفاقای قشنگی بیفته.

نظرات

همین حالا به ما بپیوندید

ایجاد حساب کاربری